تبلیغات
دور دنیا - جایزه‌ای برای زنی معترض

امروز:

جایزه‌ای برای زنی معترض

» نوع مطلب : نامه ها ،

«سیب‌زمینی گرم، رختخواب گرم» عنوان یکی از رمان‌های هرتا مولر برندة نوبل ادبیات امسال است. این رمان حدیث نفس است و حاصل تعمقات زنی است در تبعید که به زحمت می‌تواند سرزمین مادری خود

را از یاد ببرد و رخ‌دادهای سیاسیِ وطنش، رومانی، مشغلة دائمی اوست. مولر در 1987 دست در دست شوهرِ نویسنده‌اش، ریچارد واگنر، از رژیم توتالیتر چائوشسکو فرار می‌کند و رومانی را برای همیشه و به قصد آلمان ترک می‌گوید. به نیویورک‌تایمز گفته: «زندگی زیر سیطرة دیکتاتوری رومانی  چیزی نیست که با آمدن به آلمان، جایی که صدها کیلومتر از رومانی دور است، از یادِ تو برود. بودن در آن شرایط را نمی‌توان فراموش کرد. من تمامی گذشته‌ام را با خود بقچه کرده و به آلمان آورده‌ام و هنوز این جا، دربرلین، موضوع اصلیِ  تمامی رمان‌ها و مقاله‌های من بلایی است که رژیمی این چنینی به سرِ آدم‌هاش می‌آورد.»

   مولر پنجاه وشش ساله اولین نویسندة رومانیایی است که نوبل می‌گیرد و دوازدهمین زنی است که در تاریخ نوبل ادبیات این جایزه را گرفته است؛ دوریس لسینگِ انگلیسی دو سال قبل این جایزه را از آن خود کرده بود. او سازش‌نا‌پذیر است. در2005 کتابِ«شاه تعظیم می‌کند و می‌کشد» را منتشر می‌کند، که شاملِ نه مقالة انتقادیِ است علیه حکومت چائوشسکو. این مقالات بیان تجربیاتِ فردی خودِ مولر است، او نویسندة پرکاری است و داستان‌ها و مقالاتش در خدمت به تصویر کشیدن لحظه‌به‌‌لحظة انسان‌هایی است که زیر مهمیز رژیم‌ِ دیکتاتوری جان می‌کنند و حتی برای فرار از کشور مجبور می‌شوند به هر خفتی تن بدهند. در رمان«گذرنامه» آسیابانی دهاتی به اتفاق خانواده‌اش قصد مهاجرت از رومانی را دارند و دچار انواع سوءاستفاده‌های پولی و جنسی مقامات دولتی، از کوچک تا بزرگ، می‌شوند. به گفتة روزنامة«فرانکفورت آلگاماینه» این رمان تأثیرگذار، بی‌ادعا و فوق‌العاده است، گرچه از دید رسمی دولت رومانی این رمان مخدوش‌کنندة تصویر ساده و آرمانی زندگی روستاییانِ آلمانی‌تبارِ  ساکن رومانی است.


    مولر از 1976 مترجم یک شرکت مهندسی در رومانی بوده و در 1979 به خاطر امتناع از هم‌کاری با پلیس مخفی رژیم کمونیستی از کار اخراج می‌شود و به کار در مهدکودک رومی‌آورد و هنوز معلم مهد کودک است که سفری به آلمان می‌کند و در نمایش‌گاه کتاب فرانکفورت در یک سخنرانی غرّا رژیم دیکتاتوری چائوشسکو را می‌کوبد. به رومانی که برمی‌گردد کارش در مهد کودک را از دست داده است. تدریس خصوصی زبان آلمانی ممر درآمدش می‌شود و تو همین سال‌هاست که اولین مجموعه داستانش در 1982 گرفتار سانسور می‌شود. و با این وصف او به نوشتن ادامه می‌دهد و به وضعیت اسف‌باری که درش گرفتار آمده فکر نمی‌کند. هرچه که می‌نویسد آینة تمام‌نمایی است از تاریخچة زندگانی خودش. چه در زمانی که در رومانی است و چه بعدها که برای همیشه ساکن برلین می‌شود. نیویورک تایمز در باره‌اش گفته: «سال‌های سال است که در رومانی زندگی نمی‌کند، اما هنوز که هنوز است  فشار، تبعید، جبر و زورگویی موضوع بیشتر کتاب‌ها، شعرها و مقاله‌های اوست.» موضوعِ رمان«قرارملاقات» خیلی بانمک است و آرزوی فرار از کشور و داشتن عشق، هردو، در آن تنیده شده است؛ دختر دوزنده‌ای توی هر کت‌وشلواری که می‌دوزد و می‌داند که قرار است در ایتالیا فروخته شود جملة«بیا با من ازدواج کن» را گلدوزی می‌کند شاید که فرجی شود و هم به وصال عشق برسد و هم به وصال یک کشورِ غربی. شیکاگو ریویو در بارة این رمان نوشته است: «قصة این کتاب مانند بختکی بر خواننده فرو می‌افتد، این کتاب یک افسانة مدرن است.» و لوس‌انجلس تایمز می‌گوید که خوانش این کتاب آسان نیست، که جهانی پر از توهم، پریشان‌خیالی و بیماری‌های عصبی را مجسم می‌کند. داستانی است در بارة آدم‌هایی که به دستِ رژیمی دیوانه دیوانه شده‌اند.


   «من به تمامی دوستانم که در رژیم سبع چائوشسکو مردند بده‌کارم، اصلاً برای همین«سرزمین گوجه‌های سبز» را نوشته‌ام.» این کتاب که دو جایزة ادبی ایمپک دوبلین و کلایست، بزرگ‌ترین جایزة ادبی آلمان، را می‌برد سرگذشت دانشجویانی را بازمی‌گوید که در زمان رژیم چائوشسکو از شهرستان به پایتخت می‌آیند و چه که بر سرشان نمی‌رود. مولر در این کتاب با قلمی شاعرانه، سیال، لغزنده و با بینش و بصیرتی ژرف زندگی نسل سوخته‌ای را تصویر می‌کند که پشت دیوارهای شیشه‌ای زندگی می‌کنند و همیشه دغدغة عریان دیده شدن را دارند. «هیچ‌کس از من نپرسیده که می‌خواهم در کدام خانه باشم، کجا غذا بخورم، در کدام تخت‌خواب بخوابم، و یا دوست دارم در کدام مملکت زندگی کنم و که را دوست بدارم.» سرزمین گوجه‌های سبز را غلام حسین میرزا صالح به فارسی برگردانده است.


   در«سفر با یک پا» مولر به تبعیدشدگان به غرب می‌پردازد و احساساتی را بیان می‌کند که همچون طاعون بر جان تبعیدیان سیاسی می‌افتد. او با ریزبینی تمام زندگی این تبعیدیان را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد تمامی معضلات روحی آن‌ها به ستم و خودکامگی دوران چائوشسکو برمی‌گردد. و رمان«ماترکم را با خود می‌برم» داستان جوان 17 ساله‌ای است که به اردوگاه کار اجباری فرستاده شده است.


   پیداست که مولر دست از سرِ بیان فجایعی که زیر سلطة رژیم‌های توتالیتر کمونیستی انجام شده برنمی‌دارد. در 1997 به ادغام انجمن قلم آلمان با شاخة آلمان شرقی سابق معترض می‌شود و از این انجمن کناره می‌گیرد  و در جولای 2008 نامة سرگشاده‌ای می‌نویسد خطاب به رییس فرهنگ رومانی تا به عضویت دوخبرچین سابق نیروهای امنیتی در مدرسة تابستانی رومانی – آلمان اعتراض کند. او تا آن‌جا که بتواند کوتاه نمی‌آید.


   مولر در آلمان در دانش‌گاه تدریس می‌کند و عضو آکادمی زبان آلمان هم هست. امسال بسیاری از منتقدان که منتظر بودند یک آمریکایی برندة جایزه باشد شگفت‌زده شدند اما پیتر آیرتون که بعضی از آثار مولر را به انگلیسی برگردانده وقتی خبر برنده شدن او را شنید نتوانست خوشحالی خود را پنهان کند و گفت: «باور نمی‌کنم. هیجان‌زده‌ام. انگار دیگر نوبل به آثار فوق‌العاده و مغفولِ جهان آنگلوسکسون می‌پردازد. مولر با نثری موجز و شسته‌رفته رژیم توتالیتری را که به عنوان یک اقلیت زیر سلطه‌اش زندگی می‌کرده به خوبی تصویر می‌کند.»


   ‌ آکادمی سوئد جایزه نوبل را با تقدیر از نثر لطیف مولر به او اعطا کرده و در بیانیه‌اش گفته: «مولر با نثری بی‌پیرایه و به زلالیّت شعر فقر و بی‌خانمانی را مجسم می‌کند.»  


نوشته شده در : یکشنبه 19 مهر 1388  توسط : mehdi rabbani.    نظرات() .

رتبه سنج گوگل