تبلیغات
دور دنیا - تقلید نمی‌تواند معیار باشد

امروز:

تقلید نمی‌تواند معیار باشد

» نوع مطلب : نامه ها ،

لئو تولستوی

شیوه دومی‌ که ظاهری از هنر به دست می‌دهد، همان است که من آن را تقلید نامیدم. اساس این شیوه بر آنست که به عرضه جزییاتی بپردازند که ملازم چیزی است که به توصیف یا بازنمودنش مشغولند. در هنر کلامی، این

شیوه عبارت است از آن که شخصیتهای درگیر در هر داستانی را با ذکر کوچکترین جزییات و به همراه تمامی‌حوادثی که در زندگی عادی پیش می‌آید توصیف کنند، خواه آن جزییات به ظواهر آن شخصیتها مربوط باشد و خواه به صورتهای آنان و یا به جامه‌ها و حرکات و صداها و اقامتگاههای آنان. این است که می‌بینیم در رمانها و داستانها با هر سخن هر قهرمانی توضیح می‌دهند که آن سخن را قهرمان با چه لحنی ادا کرده و پس از آن به چه کاری دست زده است و این است که خود سخنان، قهرمانان را چنان بیان نمی‌کنند که معانی مطلوب را به بهترین وجهی بازگو کنند؛ بلکه آنها را به همان طرز بی ربط و درهم برهمی‌باز می‌آورند که در زندگی معمولی رخ می‌دهد، با تمام وقفه‌ها و تمام پایان گرفتنهای ناگهانی آنها...

     تقلید به هیچ روی نمی‌تواند معیار ارزش هنر واقع شود، چرا که اگر ویژگی عمده هنر این باشد که بتواند احساساتی را که هنرمند توصیف می‌کند به دیگران سرایت دهد، در آن صورت باید گفت که نه این سرایت دادن و نه آن احساسات به هیچ روی با شرح جزییات آنچه منتقل می‌شود ملازمت ندارد؛ سهل است که شرح جزییات چنانچه از حد بگذرد می‌تواند در انجام این مهم آشوب و خلل وارد آورد. اینگونه جزییات، هرچند که خوب و دقیق هم برداشت شده باشند، توجه کسی را که در معرض تاثرات هنری قرار دارد به خود معطوف می‌کنند؛ و لذا مانع می‌شوند تا احساسات نویسنده به خواننده منتقل گردد؛ البته اگر نویسنده هیچ احساساتی داشته باشد.


     چنانچه بکوشیم تا آثار هنری را براساس میزان واقعگرائی آنها، یعنی براساس میزان جزییاتی که در آن آثار آورده شده است ارزشیابی کنیم، کار ما به همان اندازه عجیب و غریب خواهد بود که بخواهیم ارزش غذائی هر خوراکی را براساس ظاهر آن بسنجیم و به داوری بگذاریم. وقتی ارزش هر اثر هنری را بر مبنای میزان واقعگرائی آن اثر می‌خواهیم تعیین کنیم، درواقع با این کار فقط نشان می‌دهیم که ما، نه از یک اثر هنری، بلکه از تقلیدی از آن سخن می‌گوئیم.


 


لئون تولستوی. «هنر چیست» (1897) مجموعه آثار (1904)، جلد 22، ترجمه لئون ورنر


نوشته شده در : چهارشنبه 15 مهر 1388  توسط : mehdi rabbani.    نظرات() .

رتبه سنج گوگل