تبلیغات
دور دنیا - نامة ساعدی به همسرش

امروز:

نامة ساعدی به همسرش

» نوع مطلب : نامه ها ،

غلامحسین ساعدی

عیال نازنازی خودم
حال من اصلاً خوب نیست، دیگر یک ذره حوصله برایم

باقی نمانده، وضع مالی خراب، از یک طرف، بی‮خانمانی، از یک طرف، و این‮که دیگر نمی‮توانم خودم را جمع‮وجور کنم. ناامیدِ ناامید شده‮ام. اگر خودکشی نمی‮کنم فقط به خاطرِ تو است، والا یکباره دست می کشیدم از این زندگی و خودم را راحت می‮کردم. از همه چیز خسته‮ام، بزرگ‮ترین عشقِ من که نوشتن است برایم مضحک شده، نمی‮فهمم چه خاکی به سرم بکنم. تصمیم دارم به هرصورتی شده، فکری به حال خودم بکنم. خیلی خیلی سیاه شده‮ام. تیره و بدبخت و تیره‮بخت شده‮ام. تمام هم‮وطنان در اینجا کثافت کامل‮اند. کثافت محض‮اند. منِ بیچاره چه گناهی کرده بودم که باید به این روز بیفتم. من از همه چیز خسته‮ام. سه روز پیش به نیت خودکشی رفتم بیرون و خواستم کاری بکنم که راحت شوم و تنها و تنها فکر غصه‮های تو بود که مرا به خانه برگرداند. هیچ‮کس حوصلة مرا ندارد، هیچ‮کس مرا دوست ندارد، چون حقایق را می‮گویم. دیگر چند ماه است که از کسی دیناری قرض نگرفته‮ام. شلوارم پاره پاره است. دگمه هایم ریخته. لب به غذا نمی‮زنم. می‮خواهم پای دیواری بمیرم. به من خیلی ظلم شده. به تمام اعتقاداتم قسم، اگر تو نبودی، الان هفت کفن پوسانده بودم. من خسته‮ام، بی‮خانمانم، دربه‮درم. تمام مدت جگرم آتش می‮گیرد. من حاضر نشده‮ام حتی یک کلمه فرانسه یاد بگیرم. من وطنم را می‮خواهم. من زنم را می‮خواهم. بدون زنم مطمئن باش تا چند ماه دیگر خواهم مرد. من اگر تو نباشی خواهم مرد، و شاید پیش از این که مرگ مرا انتخاب کند، من او را انتخاب کنم.
                                                                                                     به دادم برس، شوهر

از کتاب پژوهش‮گران معاصر ایران – نشر معاصر


نوشته شده در : چهارشنبه 15 مهر 1388  توسط : mehdi rabbani.    نظرات() .

رتبه سنج گوگل